در بازار ارز ایران، بخش قابل توجهی از تغییرات قیمت را نمیتوان صرفاً به تحولات مربوط به ارز تجاری نسبت داد. در مواردی، فشار بر حساب سرمایه و انتظارات شکلگرفته در بازار ارز نقش اصلی را در تغییرات قیمت ایفا کردهاند؛ در حالی که در سمت ارز تجاری اتفاق خاصی رخ نداده است.
تجربه شهریور ۱۳۹۷ و آبان ۱۳۹۹ از نمونههای قابل توجه در این زمینه است. در شهریور ۱۳۹۷، در حالی که بازگشت تحریمها از آبانماه در پیش بود، همزمان سررسید سپردههایی که با نرخ ۲۳ درصد در چارچوب طرحهای آن زمان آزاد شده بود، موجب شد بخشی از منابع خانوارها به سمت بازار غیرحواله ارز حرکت کند. این هجوم تقاضا باعث افزایش شدید قیمت ارز شد، در حالی که در سمت تسویه، با راهاندازی بازار ثانویه در ۱۵ تیرماه ۱۳۹۷، شرایط نسبت به قبل روانتر شده بود.
در ادامه، در ۱۷ مهرماه همان سال، با ورود دوباره بانک مرکزی به بازار و آغاز مدل جدید مداخله، قیمت ارز با کاهش قابل توجهی مواجه شد. این تجربه نشان میدهد در مقاطعی که بخش اصلی فشار از ناحیه انتظارات و رفتار سرمایهای ایجاد میشود، تغییر در انتظارات میتواند اثر قابل توجهی بر قیمت داشته باشد.
نمونه دیگر به آبان ۱۳۹۹ بازمیگردد. در آن مقطع، شکلگیری این انتظار که در صورت پیروزی گزینهای خاص در انتخابات آمریکا، شرایط اقتصادی دشوارتر خواهد شد، موجب افزایش شدید انتظارات و رشد نرخ ارز شد و قیمت تا محدوده ۳۰ هزار تومان نیز پیش رفت. پس از انتشار خبر پیروزی جو بایدن، قیمت ارز با سرعت کاهش یافت و تا محدوده ۲۲ هزار تومان عقبنشینی کرد. البته پس از آن، با طرح موضوع امکان واردات بدون انتقال ارز تا سقف ۷ میلیارد دلار، بخشی از این روند تغییر کرد و قیمت مجدداً افزایش یافت.
این تجربهها نشان میدهد که در کنار عوامل واقعی عرضه و تقاضا، انتظارات نیز میتواند در دورههایی نقش تعیینکنندهای در بازار ارز داشته باشد. بنابراین، برای تحلیل شرایط فعلی نیز باید میان تحولات سمت تسویه و تجارت خارجی و فشار ناشی از انتظارات و رفتارهای سرمایهای تفکیک قائل شد.
در شرایط فعلی، با وجود محدودیتهای ناشی از تحریم و فشارهای اقتصادی، اتفاقی در سمت تسویه رخ نداده که بتوان بر اساس آن از یک بحران ارزی به معنای محدودیت جدی منابع و تخصیص ارز سخن گفت. حتی با وجود کاهش واردات، میزان تخصیص ارز انجامشده توسط بانک مرکزی فاصله زیادی با سال گذشته ندارد و تقریباً قابل مقایسه است.
از سوی دیگر، میزان ارز نفتی که بهصورت ماهانه وارد میشود نیز افزایش قابل توجهی داشته است. بانک مرکزی همچنین با مجموعه اقداماتی برای کاهش صفهای ارزی، از جمله استفاده از معاملات صادرکنندگان، تلاش کرده است فشار موجود در سمت عرضه و تقاضا را مدیریت کند. بنابراین بخشی از فشار فعلی بازار را باید در فضای انتظاری و نگرانیهای شکلگرفته نسبت به آینده جستوجو کرد.
در چنین شرایطی، رفتار مردم نیز اهمیت زیادی دارد. تجربه سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹ نشان داده است که افزایش انتظارات و حرکت هیجانی به سمت بازار ارز میتواند خود به عاملی برای تشدید نوسانات تبدیل شود. به همین دلیل، در شرایط فعلی بهتر است مردم از تصمیمهای شتابزده برای خرید ارز خودداری کنند.
حتی عرضه ارز اسکناس از سوی بانک مرکزی برای تأمین نیاز مردم نیز لزوماً به این معنا نیست که افراد باید با عجله برای خرید آن اقدام کنند. اگر بخش قابل توجهی از تقاضا صرفاً ناشی از نگرانی از افزایش بیشتر قیمت شکل گرفته باشد، ممکن است با تغییر انتظارات و سیاستهای ارزی، نرخ ارز در مسیر متفاوتی قرار گیرد.
البته شرایط امروز با سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹ تفاوتهایی نیز دارد. یکی از این تفاوتها، وجود ابزارهای سرمایهگذاری و ابزارهای پوشش ریسک است که میتوانند به افراد کمک کنند دارایی خود را تا حدی در برابر تغییرات نرخ ارز پوشش دهند، بدون آنکه الزاماً مستقیماً وارد بازار ارز شوند.
در واقع، امروز در کنار بازار آزاد، ابزارهای رسمیتر و کمریسکتری نیز برای مدیریت ریسک تغییرات ارز وجود دارد که در سالهای گذشته به این شکل در دسترس نبودند. برخی از این ابزارها ترکیبی از ابزارهای با درآمد ثابت و مؤلفههای مرتبط با تغییرات نرخ ارز هستند و میتوانند برای افرادی که نگران کاهش ارزش دارایی خود هستند، امکان پوشش بخشی از این ریسک را فراهم کنند.
بر این اساس، در شرایط فعلی مهم است که رفتار فعالان بازار و مردم صرفاً بر مبنای نگرانی و هیجان شکل نگیرد. تجربه گذشته نشان داده است که بازار ارز تنها تحت تأثیر اتفاقات سمت تجارت و عرضه واقعی نیست و تغییر انتظارات میتواند در مدت کوتاهی مسیر قیمت را تغییر دهد. بنابراین، تصمیمگیری درباره خرید ارز، بهویژه در شرایط پرنوسان، نیازمند توجه همزمان به تحولات واقعی بازار، سیاستهای بانک مرکزی و فضای انتظاری حاکم بر اقتصاد است.
نظر شما